021 3623 5350

ماهنامه پدر مهربان

با ما همراه باشید

شیرینی بعد از رهایی

شیرینی بعد از رهایی

روز های سختی بود که به سردی بر او می گذشت …چرا که نه آشیانه ای بود تا کنج گرمی داشته باشد و  او  را زیر سایه سقف و در بطن دیوار هایش پناه دهد و دل گرمش کند و نه حتی گرمایی از جنس گرمی صمیمانه ی دست های پدر تا دل رنجورش را از این سرمای هوهو کشان و واهمه در روح برافکنان برهاند.

آیسان  را می گویم ؛ دخترکی که فراز و نشیب های زندگی می رفت تا گل وجودش را لگد مال کند و گودال حوادث ،ریحانه بودنش را در خود ببلعد ؛حوادثی که نه تنها به مادر  و برادرش رحم نکرد،که حتی خود او را هم به دام انداخت…حوادثی که رفتن پدر از خانه را چون رازی در دل خود جای داده بود.

پدر که حالا دیگر در خانه نبود تا باغبان نوگل ظریفش باشد و روح حساسش را با بوسه ای ،با نوازشی و گاه با یک لبخند طراوت ببخشد،دست دیگری بر سر دخترک نشست که او را نواخت و با خود برد؛با خود برد به آنجاها که نباید… .

دست نوازشگری که سرد بود و سیاه ، اما آیسانی که نه دیگر پدری داشت تا به او تکیه کند و نه مادر و برادرش را قابل اتکا می دید به آن پناه آورد؛هر چند که گذشته از سرما ،سنگینی دست نوازشگر از راه آمده گاهی آزرده اش می کرد و مهربانی در پس آن نمی یافت.

حالا او هم به رنگ مادر و برادرش در آمده بود…واقعا که چه سرد و و سیاه است دست اعتیاد !…آن قدر که زندگیشان را به رنگ خود در آورد ؛ تا دلت بخواد سیاه.شب های آیسان که پیش از این به سردی و بی مهری می گذشت حالا دیگر سیاه هم شده بود.

شاید پیش تر در باورش نمی گنجید دستی که به آن پناه آورده بود، این چنین او و خانواده اش را بر اعماق سیاهی بنشاند؛مگر می شد سیاه تر از این ، که دخترک با مادر و برادرش شب ها را در کارتن های حاشیه خیابان به صبح برسانند و با آن دو عضو دیگر خانواده ،برای همسایه های کارتن خوابشان که اغلب ذکور بودندساقی گری کند؟

مگر می توان برای گلی تازه روییده ،از این سخت تر ترسیم کرد؟آخر مگر شاخه و برگ های نحیفش این رنج وجور را تاب می آورد؟اصلا مگر جایش اینجاست؟!

در همین اثنا و شرایط بود که با دخترک و خانواده اش آشنا شدیم .بدون شک لحظه ای ،آهی از ته دل کشید که خدا شنید و به برکت پدر مهربان بقیع-امام حسن مجتبی (ع)-ما توفیق پیدا کردیم وسیله ای شویم برای نجات او و مادر و برادرش.

هر سه شان اون قدر رنج کشیده بودند و خسته بودند که انگیزه کافی برای ترک داشته باشند؛این را مشاور مجموعه بعد از گفت و گویی که با آن ها داشت تایید کرد و هر سه راهی کمپ ترک اعتیاد شدند.

اگرچه مادر درد ترک اعتیاد را تاب نیاورد و تحت فشارش جان خود را از دست داد و زخمی بر زخم های آیسان و برادرش اضافه شد ،خواهر و برادر موفق به ترک شدند.الحمدلله با تلاش ها و پیگیری هایی که صورت گرفت ،پدر بچه ها که از مدت ها پیش خلاء پدری کردن رادر دل احساس می کرد ،دوباره به آن ها رسید و این بار به خودش قول داد که تا به کمال روییدن نوگلش را به چشم و دل ندیده ، رهایش نکند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *