021 3623 5350

توکلش به خدا، زندگی اش را گرم می کرد

خاطره ای از مددحویان خیریه پدر مهربان بقیع

توکلش به خدا، زندگی اش را گرم می کرد

توکلش به خدا، زندگی اش را گرم می کرد

در آن اولین دیدار که برای دریافت کمک به موسسه مراجعه کرده بود فکرش را نمی کردیم زندگی شان این قدر زود سر و سامان به خود ببیند؛ اما او خودش به کمک خدا یقین داشت و خدا هم یاری رسانش بود.

اگرچه یکی از پاهایش کوتاه بود و راه رفتنش را لنگ لنگان می کرد، عزمی بلند داشت و سختی های مسیر زندگی را با گام هایی محکم و مصمم پشت سر می گذاشت. معلولیت همسر حسین هم درست مثل خودش بود؛ هر دویشان پاهای کوتاه و بلندی داشتند که راه رفتن را برایشان با مشقت همراه می کرد.

چند سال پیش به موسسه مراجعه کرد تا کمکش کنیم بتواند وضع اقتصادی زندگی اش را بهبود ببخشد… صدقه نمی خواست؛ با وجود معلولیتش آماده بود خودش کار کند و دستی به سر و روی زندگی شان بکشد.

تحقیق که کردیم، پی بردیم وضعشان اصلا خوب نیست و خیلی نیازمندند؛ همین شد که در اولویت های اول لیست خانواده های متقاضی کمک قرارشان دادیم. بعد از چندی که هزینه اش جور شد، از او پرسیدیم می تواند با موتور کار کند یا نه؟ اگرچه با آن وضع جسمانی کار آسانی برایش نبود خیلی خوشحال شد؛ سختی اش را به جان خرید و گفت که آماده است. با موتوری که برایش تهیه کردیم به بازار رفت و مشغول به باربری برای مغازه ها شد. مردی که بکوشد تا نان حلال بر سفره زن و فرزندش بگذارد، جهادگری است در راه خدا و محبوب او… بی شک جهاد حسین که آن قدر برایش سخت و طاقت فرسا بود، نزد خداوند جایگاهی دوست داشتنی تر داشت و او را محبوب تر می کرد.

شاید از اثر همین محبوب خاص خدا شدن بود که پروردگار دختری را به او و همسرش هدیه داد… دختری که وعده داده شده وجودش برکت می آورد برای پدر و مادرش و سر منشاء ثواب است برای آن دو؛ چنان که هر محبتی از جانب پدر و مادر به دخترشان هزار مرتبه ثواب از جانب خداوند برایشان به همراه دارد و جایگاهشان را نزد او بالاتر می برد. شاید از اثر همین محبوب خاص خدا شدن بود که دخترشان نه مثل او بود و نه مثل همسرش… که پاهایی کاملا سالم و بی نقص داشت.

با تولد این دختر، عزم و امید حسین بیشتر شد و گام هایش مصمم تر. نگاه پر برکت خداوند به زندگی شان چنان بوده و هست که حالا دیگر به استقلال مالی تقریبا کاملی رسیده اند و کمک های موسسه به ایشان از حالت مداوم به حالت فصلی در آمده است. حسین و همسرش حالا، از آن جا که قلبشان از یقین به وعده های خدا روشن است، مدتیست خودشان هم به نیازمندان تحت پوشش موسسه کمک هایی می رسانند؛ هم خودشان کمک می کنند و هم واسطه جمع آوری کمک های اطرافیانشان هستند… چند وقتی می شود که موسسه از سوی حسین و خانواده اش لباس، صدقه و بسته های نمک برای کمک به نیازمندان تحت پوشش دریافت می کند. ما یقین داریم که اوضاع زندگی شان از این هم بهتر خواهد شد؛ چرا که او دلش با خداست و نگاه پربرکت خداوند هم همیشه شامل حال او و خانواده اش.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *